آسانسور شش هزار ساله در قم چقا
آسانسور شش هزار ساله در قم چقا
سيد محمد فواد ابراهيمي - مدرس رياضيات
كيست آن پنهان مرا در جان و تن؟ كز زبان من همي گويد سخن
آنكه گويد از لب من راز، كيست؟ بشنويد اين صاحب آواز كيست؟
در ادامهي ديدار از طبيعت و آثار قديمي موجود در استان كردستان ايران اين بار، را هم به قلعهي «قم چقا» در منطقهي گروس افتاد كه آنچنان مرا تحت تأثير قرار داد كه دهها روز بعد از مشاهدهي آن شاهكار دست مردمان متفكر عهد باستان اين سرزمين، هنوز در حال هيپنوتيز بوده، و تلاش براي يافتن پاسخ به سؤالات فراواني فكرم را مشغول كردهاند. اگر در بهار 83 طبيعت بكر سلسله جبال، چل چه مه؛ مرا به نوشتن واداشت، امسال در بهار 84 موفق شدم سه بار در آسانسوري بالا و پايين بروم كه بيش از شش هزار سال پيش ساخته شده است! آري تونل شيبدار نزديك به قائم قلعهي قم چقا ،دقيقاً كاري انجام ميدهد كه آسانسوري در يك آسمان خراش بدون راه پلهي امروزي به عهده دارد. وقتي در مسير جادهي بيجار به تكاب به سمت منطقهي قم چقاي پيچيديم، در ذهنم به آثار معماري به جا مانده از گذشتههاي دور ميانديشيدم.
مثل تخت جمشيد، تخت سليمان و تفاوت آنها را با كارهاي سادهتري چون پل صلوات آباد بيجار و پل قشلاق سنندج ارزيابي كرده و سعي مينمودم، خود را در فضا و حال و هواي آن روزگاران حس كرده، تا بيشتر و عميقتر ارتباطات بين آدميان و علايق و تمايلات دروني آنها را دريابم. وليكن هرگز تصور نميكردم كه تا چند دقيقهي ديگر، اثري را خواهم ديد كه سواي همهي آثار فوقالذكر بوده و از همهي آنها اعجابانگيزتر باشد. جادهي خاكي و نامناسب كه فقط ماشينهاي خاصي با گذر از آن به نزديكي قلعهي قم چقا ميروند. در آن منطقهي فراموشي شده آدمي را به ياد سفرهاي جنجالي ماجراجويان گذشته مياندازد كه هر خطري را براي تشفي اميال و شناخت جاهاي بكر و صعبالعبور، به جان ميخريدند. پس از متوقف شدن ماشين پياده به سمت كوهي راه افتاديم كه چون پيستون عظيم استوانهاي اطرافش تراشيده شده و دورادورش را صخرههاي قائم سنگي چون ديوار تشكيل دادهاند. تنها راه صعود به بالاي اين آسمانخراش سنگي محل اتصال آن به كوه همسايه ميباشد، كه اگر تدابير بشر جلو فرسايش بيرحمانهي طبيعت را نميگرفت، شايد بدون استفاده از هليكوپتر فرود آمدن در فلات مسطح بالاي آن و قدم زدن در ويرانههاي يك مجتمع مسكوني هزارههاي پيش، غير ممكن ميگرديد. از مسير مالرو به پلكانهاي دست ساز آدمي به ارتفاعات برخورده و بدون خستگي زياد از تنها دروازهي شهر باستاني كه تنگهاي سنگي است، به بالاي كوه قم چقا رسيديم.
چنانچه اين تنگه بسته شود. نزول به كمرهي كوه محال است، مگر از راه مخفي درون صخرهي غول پيكر كه همان آسانسور مورد نظر ما باشد! از به هم خوردن نظم گياهان روئيده شده ، به آساني ميتوان پي برد كه در كدام قسمتها، افرادي به كندن و كاوش براي به دست آوردن زير خاكيها پرداختهاند. در اين لحظات،مطابق ذهنيت معمول در مورد قلعههاي مرتفع بالاي كوهها به دنبال ديوارهاي دست چين در حاشيهها و يافتن كانال و سرد آبها بوديم، كه ناگهان چند چاه گشاد كنده شده در سنگ، توجهمان را جلب كرد. با صحبتها از چگونه كندن و نحوهي استفاده از آنها هرگز تصور رويارويي با آسانسور شش هزار سال پيش به ذهنمان خطور نميكرد. شمارش معكوس ثانيهها شروع شده بود كه در لبهي بالايي يك چاه مكعبي با ارتفاع حدود سه متر، چشمم به تونلي با شيب بسيار مايل افتاد كه نوردهانهي پايين آن، كه همچون يك چاه ویل است كه ته ندارد. در جا خشكم زد. قلبم به حداقل سرعت در تپيدن قناعت نمود. چشمهايم گرد شدند و آنچه جريان داشت بارش سؤالات بود و رسيدن بارقههاي فكري. عجب شاهكاري! وقتي به زحمت از ديوارهي چاه مكعبي پايين رفتم و به دهانهي آسانسور نزديك شدم، يكهو قلبم فرو ريخت.
كندن سوراخ بزرگ و طويل ده متري در يك قلعه سنگ سخت غول پيكر، آن هم در حداقل شش هزار سال پيش با چه وسايلي؟! وقتي از درون اين لولهي يكنواخت نزول ميكردم، تعبيه پلكانهاي ريز كه مانع سقوط آدمي به پايين ميشد و اثري و جاي وسيلهي نوك تيز در سطح جانبي تونل، و ... اين انديشه را در من بيدار نمود كه دست زدن به چنين عمل بسيار پيچيده و سختي نميتوانسته بدون تمهيدات فكري و نقشهي قبلي انجام گرفته باشد! زيرا تونل به سكويي سنگي در كمرهي كوه ختم ميشود كه امكان راهيابي به محل اتصال به ساير كوهها و دشتها را فراهم مينمايد. راجع به پديدهي حيرت آور آسانسور مذكور دو مسئلهي اساسي قابل بررسي است:
1- كساني كه نقشهي اين آسانسور را در نظر گرفتهاند، بدون اطلاع دقيق از موضوعات هندسي ومثلثاتي و انجام محاسبات لازم، قادر به طراحي آن نقشه نبودهاند. لذا وجود مهندسين رياضيدان در قم چقا، آن هم در هزارهي چهارم قبل از ميلاد امري اجتناب ناپذير ميباشد.
2- از نظر اجراي طرح اگر در زماني كه آسانسور ساخته شده، هنوزوسايل آهني محكم و مؤثر در سنگ درست نشده بود. چگونه و با چه وسيلهاي دل آن سنگ سخت بسيار بزرگ را حفاري نمودند؟ (توجه شود به اين نكته كه حفاري طويل در سنگ در حال حاضر هم با اين همه امكانات و وسايل، كار سادهاي نيست.)
البته سؤالات جنبي فراواني به ذهن ميرسد. از جمله:
- آيا حفاران، خود مهندسين طراح آسانسور بودهاند؟
- حفاران از بالا شروع به كندن نمودهاند يا از پائين؟
- چندين نفر در اين كار طاقت فرسا، رل اصلي را داشتهاند، و تقسيم وظيفه چگونه بوده، و هر كدام چه كاري را متعهد شدهاند؟ با چه معيار و با چه وسائلي از ابعاد و جهات پيشروي درست سر در آورده، و با اطمينان به كندن ادامه دادهاند؟ چرا كه امكان هيچگونه آزمايش و خطائي نبوده، و اثري از خطا ديده نميشود. يعني آنها كاملاً آگاهانه، سانتيمتر به سانتيمتر جلو رفتهاند، و دقيقاً به مقصد رسيدهاند.
و اما سؤال مهم اين است كه چرا وجود چنين پديدهي اعجاب انگيزي در كتابها و نشريات و به ويژه تبليغات ميراث فرهنگي و ساير ارگانهابسيار كمرنگ نشان داده شده است؟