كردستان از نگاه دوربين بهمن قبادي

كردستان از نگاه دوربين بهمن قبادي   

               مر تضي حق بيان       

در توصيف كردستان و مردم كُرد كتابهاي زيادي نوشته شده و از زوايا و جوانب مختلفي مورد بحث قرار گرفته ، ولي نكته اي كه من دراين جا مي خواهم به آن اشاره كنم اينست كه كردستان دركنار تمام نا كامي هاي گوناگون و كمبودهايي كه هميشه مورد بحث بوده، ملتي سرزنده، داراي روابطي انساني واحترامي متقابل بين خودوديگرمردم همسايه ، وريشه هاي عميق فرهنگي و تمدن در تاريخ ، باادبياتي  بسيار قوي ، با اشعارو شاعراني  پويا ، زنده و پايداركه .......

ادامه نوشته

معرفی یک فیلمساز

 

 

مرتضي حق بيان  

    نويسنده ، فيلمساز و روزنامه نگار  ...................................................

 شروع بكار روزنامه نگاري ازسال 1376 نوشتن چندين مقاله  درحوزه هاي ، اجتماعي ، تاريخ ، سينما و زنان  در روزنامه هاي ، جامعه ، طوس ، نشاط ، هفته نامه هويت خويش وبولتن - ندا دانشجو- و هفته نامه هاي محلي،  سيروان ، ئاسو، دياركهن. مسئول بخش صحفه زنان در سال 1381 و سردبير هفته نامه ئاسو در سال 1382 و همكاري و دبير اجرايي چندين شماره در نشريه نونما ، نشريه ي داخلي انجمن سينماي جوانان - دفتر سنندج . ساخت يك فيلم مستند درسال 1379 با موضوعيت  كودكان به سفارش سازمان بهزيستي استان كردستان ،5 فيلم كوتاه و يك فيلم بلند سينمايي ويديويي به نام « ... وكوچه » درسال 1388 ودرحال ساخت فيلم بلند مستند، درمورد شاعره ي نامي قرن نوزده- مستوره اردلان - وهادي ضياءالديني نقاش ومجسمه ساز شهير معاصركُرد.............................................................................                                                                       

یک مطلب خواندنی



يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.

روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد.

بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد.

روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود. پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزكي به همان بدي يك زخم شفاهي است. دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند.»

اين هفته ، هفته دوستيابي ملي است، به دوستانتان نشان دهيد چقدر براي آنها ارزش قائل هستيد.

يك نسخه از اين نوشته را براي هركسي كه او را بعنوان دوست مي شناسيد بفرستيد، حتي اگر آنها را براي دوستي كه خودش اين متن را براي شما فرستاده است، بفرستيد. اگر مجدداً اين متن به خودتان بازگشت ، بمعناي آن است كه شما در يك دايره اي از دوستان خوب قرار گرفته ايد.

شما دوست من هستيد و من به شما افتخار مي كنم.

حالا شما اين متن را براي همه دوستان و همه افراد فاميلتان بفرستيد.

                                                                                                      لطفاً اگر من در گذشته در ديوار قلب شما حفره اي ايجاد كرده ام مرا ببخشيد.

 

« پشت سرمن قدم برندار، چون ممكن است رهرو خوبي نباشم، قبل ازمن نيز قدم برندار، ممكن است من پيرو خوبي نباشم ، همراه من قدم بردار و دوست خوبي براي من باش.»





تا خۆره تاوی شه و

 

تا خۆره تاوی شه و

 

ئیر ه ج عیبادی

 

 

هێرشی نم نمی باران و

گه شه ی پڕ له مه ترسی ته ما شاێک

ده نک ده نک فرینی که وتری به ر ف

که  له ده ور چراکانی سه ر کۆلانی باوشێکدا ده سوورێته وه و

سێ خاڵی له به ر چاو و ئه ولاتر

که سه عاتی چاوه روانی  نێوه شه و بانگ ده کا

یه که م ده رس " باران بارانه " ی ئه وینی تازه و

سازی نه براوه ی ئاوازی  پێکه وه چوونی ئاواته کان

تا چاوانی به سه ر چاوه ی یه کا

 به دڵم بگا

ئه و هه موو گه رما ، که له ده ستی چرکه کانا

درێژێته نێو ده سته چکۆله کانی رووباری خاتوونی شه و

به ره و ته وژومی هه ناسه ی دووری ده چێ

که تا چه ند سات له موو پێش دوو لێوله نێو چاویلکه ی ئاوینه دا

به یه ک گه یشتن

تا ئه بدیتی دڵ خۆر په ی میهره بانی تێک نه چێ

به شوێن هه وار گه ی تریفه ی ئه ستێره نیگا یك ده گه رم

ئه م ئاسمانه ی بێ بنه ، بۆ لا بردنی مانگ

تامه زروی دار رووته له کانی شه قام

هیچ لای نی جیا له تاریکی رابردوو شار نانووسی

له شه م پڕ ترووسکه تر، له یاخی بوونی

هه نگارێکی ئه م لاتر

له گه ڵ پزیسکی نوی شه وێکی حه ز ئاوی دا

ده که ویته رێگا و چیرۆک ده پێوی

باران و به رف و شکۆ ی سمفۆنیای کچه " باران بارانه " ت

کۆکی په ره کانی ئه م شیعره بێ چه ترانه یه

 که له  گرینگ ترین کاتی بێ ئۆغره یی دا

دڵ ئداته هه رای بی خه ونی ماسییه کانی

بایخ داری به یانی

 تا تۆ و خۆره تاوی شه و

له م ره سته ی ئاهه نگ داری خووساوی دا

بنه خشینی.

 سنه - سه عاتی دووانزه ئه لاتر شه وی ساڵی تازه ی زاینی 2011

 

 

شیعرێک له شیوه ن - سه قز

 

عه بدول ره حمان ره حیم نژاد (شیوه ن) سه قز

دووره رییکه له به ینی من و تو
هه ستم وایه
بزه لیویکی ئه تو
کورته رییکی ده هیلیته وه
تامن



###############


به شه معی رووت سوتاوه
هه چی بال وپه ل و پومه
له به ر چی وا ده سوتینی
مه گه ر ئازیز نازانی
هه مو هی تونه ، بو تونه؟