ارزشمندي و ارزش‌گاهي زبان

 

محمد رحیمی

 

پيشرفت‌ها و دستاوردهاي بشر از عصر روشنگري به بعد و گسترش چشم‌گير آن در گوشه و كنار اين جهان به خصوص از سده‌ي 20 به بعد و تأثيرات آن بر زندگي فردي و اجتماعي كه پديده و فرايند جهاني شدن را به دنبال داشت، بر همه آشكاراست .در اين فرايند جهاني شدن  جوامع مختلف انسانی با پارادوكس و تقابل كهنه و نو (سنت و مدرنيه) همراه بوده است.

اين روندگاه مورد تحسين عده‌اي و گاه مورد سرزنش عده‌اي ديگر قرار گرفته. میدانیم که طبيعت تاريخ زندگاني بشر همواره با تقابل و اختلاط همراه است، فرهنگ به عنوان پديده اي اجتماعي در آهنگ تغييرات اجتماعي به صورت پويا و زنده گام برداشته، و گام به گام تغييرات خود نيز تغيير‌پذير بوده اند.مسير تغييرات آن تدريجي بوده و نوعي سازش و سازگاري به خود گرفته است.

زبان به عنوان شاخص تعيين كننده‌ي فرهنگ و هويت در مسير تدريجي تغييرات، به جهت ماندگار شدن ناچار به دگرگوني و دگرديسي است. تغييرپذيري در زبان ريشه در سرشت اجتماعي بودن آن دارد و امري است انكار ناپذير. بشر از همان ابتدا به اين راز پي‌برده و گام‌هايي در جلوگيري از فساد و ابتذال زباني برداشته است. ولي هيچ چیز نتوانسته جلو آن را بگيرد. زبان در مقابل تغييرات بيروني و دروني قرار دارد . محتاطانه عمل مي‌كندو آهنگ تغييرات در بخش‌هايي از زبان زياد و در بخش‌هاي از آن كم و حتي به صفر مي‌رسد. بخش واژگان آن بيش‌ترين تغيير را مي‌پذيرند ،ولي دستور و آواهاي زبان كم‌ترين تغيير را دارند.

زبان در بخش واژگان و مفاهيم نيازمند به تغيير است تا از عهده‌ي برطرف كردن نياز گوشيورنش متناسب با موقعيت‌ها شرايط، زمان و مكان برآيد. بنابراين زبان چاره‌اي جز نو شدن ندرد. زباني كه سازگاري با شرايط و جبر زمانه را نداشته باشد، قدم در وادي نابودي مي‌گذارد. آن‌چه كه شاهد مرگ هزاران زبان از مجموعه زبان‌هاي دنيا هستيم، خسارتي است جبران ناپذير بر پيكره‌ي ميراث گوناگون و زنده‌ي بشر، ميراثي كه ريشه در ادوار تاريخ دارد. نابودي و مرگ زبان‌ها ناشي از عوامل مختلفي مانند روابط، غلبه علوم و تكنولوژي، توسعه نيافتگي قدرت و ... میباشد.

روزانه شاهد برخي از گفتمانهايي هستيم، از جمله اینکه، با ارزش‌ترين و مهم‌ترين زبان كدام است؟ گرايش به كدام زبان در دنيا بيش‌تر است؟ چرا؟

كدام ربان اعتبار جهاني دارد؟ كدام زبان داراي ضعف اساسي است؟ كدام زبان كامل‌ترين و قاعده‌مند‌ترين زبان است؟

زبان ما جايگاهي ندارد چون ... فلان منطقه اينچنین صحبت مي‌كنند، (با حالت تمسخر) گوش كن صرف و تلفظ فعل فلان گروه زبان چگونه است. زبان ما زبان نيست، بلكه لهجه‌اي محلي و ..

همه‌ي اين موارد و امثال آن يك زير بناي جامعه شناختي و روانشناختي دارند. آن هم ارزش دادن به يك يا چند زبان و ارزش گاهي ديگر زبان‌ها.

اين امر ناشي از نابرابري‌هاي اجتماعی زبان‌ها در کشور های دنیاست، تهديدي كه دامن‌گير بيش‌تر جوامع شده است، پديده‌اي كه از آن به «زبان‌گرايي» ياد مي‌شود. زبانگرايي در سايه‌ي استشمار و استعمار شكل مي‌گيرد.

به گفته‌ي فيليپسون اثرات گسترش امپرياليسي زبان انگليسي و فرانسوي در ساختارهاي استعماري، بيش از يك قرن بود كه ناشناخته ماند (به نقل از براون، ترجمه فهيم: 202)

مدتي بود كه عنوان كامل‌ترين  و قاعده‌مند‌ترين  زبان ناشي از تقدسگرايي برخي‌ از زبان‌ها در سايه‌ي آيين بوده‌اند. امروز نيز اين عنوان در سايه‌ي چيرگي و استعمار است، در سايه‌ي توليد علم، قدرت نظامي، سياسي، اقتصادي و ...

از يك طرف برچسپ زبان فاخر به برخي زبان‌ها و هيچ نشمردن ديگر زبان‌ها چيزي جز ارزشي نمودن زبان نيست.

ولي بدانيم کامل كدام زبان است؟ آيا يك زبان كامل است، يا نه؟

از ديد علم زبان: زبان داراي نظامي از آواهاي  قرار داديست كه داراي نقش‌هايي چون ارتباط آفرينش و ...می باشد. بنا به توصيف زبان، مهم‌ترين نقش زبان ايجاد برقراري روابط ميان گويشوارن است .تكيه‌گاه انديشه و خلق آفرينش‌هاي ادبي و ... از ديگر كاركردهاي زبان‌اند. و اقفید كه كدام زبان حتي لهجه و گويش و ... از چنين امكانات برخوردار نيستند.  پس عنوان كامل‌ترين و مهم‌ترين زبان ناشي از سياست‌هايي اجتماعي است، نه ناتواني برخي از زبان‌ها

همه‌ي زبان‌ها با شكل‌هاي گوناگون شان امكاناتي از قبيل برقراري ارتباط، خلق آثار  ادبي چه به صورت شفاهي و چه به صورت كتبي در اختيار گويشورا نشان قرار مي‌دهند. بنابراين زبان‌ها به لحاظ نقش و كاركرد هيچ تفاوتي با هم ندارند.

همه از يك توانش بالقوه برخوردارند، ولي مي‌توانند آن را به كنش بالفعل درآورند. همه‌ي زبان‌ها داراي قواعد و نظام‌هايي هستند كه از آن‌ها به «جهاني‌هاي زباني» ياد مي‌كنند.

«بنامين ورف» مدعي شد كه زبان (هوپي» داراي ساخت‌گرامري «زمان» نيست . اين ادعا مورد حمايت و تأييد قرار گرفت، سپس زبان‌شناسي ديگري به نام «مالوكتي» ثابت كرد كه «زبان هوپي» داراي زمان، واحدهاي روش تعيين زمان مي‌باشد. (همان منبع قبلي ص 207)

 از طرف ديگر در آمريكا هواداران نظريه‌ي (فقط آنديسي» و حمايت سازمان‌هاي راست‌گرا و سرمايه‌دار براي تثبيت يكپارچگي كشور راه را  براي كاهش ارزش زبان‌هاي بومي فراهم كرد. (همان منبع قبلي 202) بر كسي پوشيده نيست، سياست يك زباني، ترويج و آموزش در عرصه‌هاي علمي، تجاري، سياسي و ... نه تنها باعث واپسگرايي ديگر زبان‌ها مي‌شود، بلكه  تحميل و امپرياليزم زباني را به دنبال دارد.

امپرياليزم زباني و زبانگرايي ناشي از نابرابري اجتماعي، نقش استعماري، تحكيم قدرت و منابع درآمد است ،كه جدي‌ترين خطر نابودي و برهم زدن زيست محيطي زبان‌ها و فرهنگ‌هاست.

عنوان ديگري كه زبان انگليسي و يا هر زبان ديگر را زبان علم مي‌داند و حتي تفاخر به برخي زبان ها  كه بازتاب انديشه و افكار عده‌اي خاص می باشد، خود يكی ديگر از سياست‌هاي ارزش‌ گاهي به ديگر زبان‌هاست.

رشد شناختي و ديگر زواياي رشد اجتماعي و فردي از سويي و رشد زباني از يك سو، رابطه‌اي يك‌ جانبه دارند. به اين معني اگر اجتماعي رشد يابد زبان هم اعتلا مي‌يابد. و رشد هر دو مكمل يكديگرند.

زبان قادراست به جبران نقص و خلاهايش، مي‌تواند پا به پاي تغييرات در اجتماع حركت كند و مفاهيم نو را در دايره‌ي ذخایر خود بگنجاند و نياز گويشو رانش را تأمين كند . نه تنها نياز اقتصادي و علمي و ... بلكه نياز عاطفي و فكري را نيز فراهم مي‌كند. حال هر روساختي از زبان باشد. روساخت زبان همان شكل‌هاي گفتاري زبان است از زبان‌هاي گوناگون گرفته تا گويش‌ها و لهجه‌هاي مختلف، از تعداد گويشور كمي در يك روستا گرفته تا زبان گسترده‌اي چند كشور.

اينكه زبان نمي‌تواند بازگوي نياز علمي يا ... باشد چيزي بيش از تخريب وتنزل جايگاه زبان نيست و به قصد «ارزش گاهي زبان» صورت مي‌گيرد. چنین تهمت و توهين هيچ جايگاهي در معرفت شناختي زبان ندارد.

زبان صرفاً دستگاه مولد آوا و الفاظ نيست ،بلكه شكل دهنده‌ي انديشه است.  انديشه‌اي كه برآيند دائم التغيير برون داده‌ها و درون داده‌ها است.هر زبان ظرفيت توسعه، اعتلا و پيشرفت را دارد ،كه كار زبان علم و .......شود و نارسايي‌هايش را جبران كند. چون ماهيت همه‌ي زبان‌ها از ژرف ساخت يكساني برخورد دارند. گرچه روساخت‌هاي متنوع باشند.

منابع:

- اچ، داگلدس براون، اصول يادگيري و آموزش زبان، ترجمه منصور فهيم، نشر رهنما، 1381

- آشوري، داريوش، بازانديشی زبان فارسي، نشر مركز، 1372

- آر- ال- تراسك- تحول زبان، ترجمه ارسلان گلنام، نشر دانشگاه، تهران 1382

- بلومفيلد، لئونارد، زبان، ترجمه علی محمد حق شناس، مركز نشر دانشگاهي 1379

***********