صلاح الدین ایوبی از نگاه زنده یاد محمد قاضی

ایرج عبادی

 در میان ملیت های ایرانی، اکراد بیشترین هماهنگی را با ایرانیان از نظر رسوم و مراسم خود دارند، اما همیشه در میان اقوام عده ای هستند که می خواهند با سوء استفاده مطالبی در قومیت گرایی مطرح کنند و ایجاد اختلاف و دووگانگی نمایند، بدون آنکه از وحدت ملی سخنی به میان آورند. در مباحث قبلی در مورد بابک خرمدین صحبت کردیم و دانستیم که بابک یک پارسی بوده و نشان داده شد که تلاش بیگانگان ترکیه که سعی در دزدین افتخارات ایرانی دارند به کج راهه  رفتند و به قول خودمانی این ره  که می روند به ترکستان است و بس. اینکه مولانا جلال الدین رومی که دیوان بزرگ اوبه فارسی، معروف به قرآن عجم است ، چگونه سر از ترکیه در آورده و یا نوروز ، جشنی که در بلاد  ایران رسمیت یافته چطور به ترکیه رسیده ؟ ( بحثی طولانی ست و در این مجال نمیگنجد). و خود  یکی ازعجایب جالب روزگار است. اما قبل از آغاز صحبت بهتر است آشنایی کوچکی با صلاح الدین ایوبی داشته باشیم. او یکی از بزرگترین رهبران تاریخ جهان اسلام است  در تکریت عراق از پدر و مادری کرد به دنیا آمده است در جنگهای صلیبی چندین بار صلیبیون را شکست داده که می توان از نبردسخت حطین نام برد که سپاه صلیبی به کلی تار و مار نمود و پادشاه بیت المقدس به نام (( گی)) را اسیر کرد و صلیب عیسی را نیز تسخیر و به دمشق فرستاد.(قبل از وی چند صد سال پیش ایرانیان این کار را کرده  بودند) او همچنین اورشلیم (بیت المقدس) را از تصرف صلیبیون خارج نمود.

جنگهای صلیبی تا ۶ جنگ ادامه پیدا کرد و تنها در جنگ اول صلیبی، اروپایی ها ، آن هم به دلیل اختلاف عباسیان و ترکان موفق به پیروزی شدند .می توان گفت که تولد  عیسی مسیح  هم در اورشلیم، پیروزی های ترکان سلجوقی بر امپراتوری بیزانس و همچنین بیکاری و کساد کار شوالیه ها و شهسواران که غالبا در ونیز و سیسیل بودند و همچنین سفرنامه مارکوپولو که در آن از ثروت های مشرق زمین صحبت های فراوان کرده بود ، تحریک کننده و عامل جنگهای صلیبی بود، تا اینکه سرانجام پاپ اوربان دوم دستور حمله  به اراضی مسلمانان را به عوامل خود داد. قابل اشاره است که در قرون وسطی جهل در اروپا بیداد میکرد، در طی دوره ای از جنگهای صلیبی سپاهی به نام سپاه کودکان تشکیل گردید، رهبری این سپاه را پسری چوپان به نام استفان بعهده داشت. آنان تصور می کردند که کودکان عشق می توانند مسلمانان را شکست دهند و در نتیجه آن سی هزار کودک از بندر مارسی فرانسه عازم بیت المقدس شدند اما هیچ یک از آنان به بیت المقدس نرسیدند، یا در راه از بین رفتند یا توسط دیگرزورمداران به بردگی برده شدند!!! غیر از جنگ اول صلیبی ها که  فئودال ها رهبران آن را تشکیل می دادند و هیچ پادشاهی در آن شرکت نداشت وصلیبیون پیروز شدند، در جنگهای بعدی نه تنها کاری از پیش نبردند  بلکه شکست مفتضحانه ای هم خوردند، حتی حضور ریچارد شیردل هم باعث بازگشت بیت المقدس نشد، اما در پایان این جنگها که شگفتی اروپا را رغم زد اروپاییان به دانش هایی دست یافتند که محصول سال ها تلاش ومطالعه ی شرقیان بود.

کسب دانش و اطلاعات علمی شرقیان باعث گردید  که امروزه اروپاییان از نظر فن آوری ، قدرت برتر دنیا شوند. در مورد مردانگی صلاح الدین هیچ شکی نیست زیرا بارها نویسندگان اروپایی او را مدح کردند و حتی در زمانی که پیاده می جنگید، برای او اسبی فرستادند و گفتند:  "که درست نیست سلحشوری به این توانایی پیاده بجنگد. "  . در تاریخ آمده ست که  او در مورد رنوی شاتیون که بارها پیمانهای صلح را شکست و به کاروان حج حمله کرده بود و خواهر صلاح الدین را به اسارت گرفته بود هیچ رحمی قائل نشد. مسئله دیگر قتل سهروردی است که آقای محمد قاضی معتقد هستند که بااخبار دروغ و جعلی از طرف علمای فاسق آن دوران به صلاح الدین نسبت داده شده است.

داستان و ماجراهای رابین هود پس از عزیمت ریچارد پادشاه انگلستان به اورشلیم برای جنگ با مسلمانها به وقوع پیوست ، زیرا که برادر زاده او پرنس جان از نبود او سو استفاده کرده بر مردم سخت می گرفت. و با جانشین کردن خود فشارهای بیرویه ای به رعایا و زیر دستانش وارد میکرد.

 آیا صلاح الدین ایوبی  پادشاه و جنگاوری کرد بود؟

شادروان محمد قاضی که خود کرد است و کتاب های بسیاری را به فارسی ترجمه و در دسترس کتاب دوستان گذاشته اند در کتابی به نام "صلاح الدین ایوبی "نوشته آلبرشاندور زندگی این سلطان مسلمان را شرح دادند. ایشان در مقدمه کتابشان مینویسند: "بطوری که در مقدمه ترجمه کتاب ((کرد و کردستان)) نیز متذکر شده ام تاکنون تنهاخدمتی که در این راه از دستم بر آمده و به همشهریانم کرده ام ترجمه کتاب (ژانیگه ل) (درد اجتماع) نوشته ابراهیم احمد نویسنده کرد عراقی، به صورت رمان است که باهمکاری همان پسر عموی عزیز آقای احمد قاضی از متن کردی به فارسی برگردانده ایم و کتاب ((کرد و کردستان)) نوشته واسیلی نیکیتین است که من آن را به تنهایی از متن فرانسه به فارسی ترجمه کردم و بقراری که اطلاع دارم آقای خالد حسامی شاعر نامدارکرد در کار ترجمه آن از متن فارسی به کردی هستند.

لیکن قبلا نیز گفتم که همشهریان ارجمند همواره از من  متوقع بوده و هستند، که  بر مبنای همین توقع اغلب سرشناسان که به فعالیت های ادبیم در زمینه ترجمه وارد هستند،  ازمن خواستند تا کتاب ((صلاح الدین ایوبی)) را نیز ترجمه کنم و پسر عموی گرامی بنده به نام خلیل فتاحی قاضی در نامه ای محبت آمیز به بنده فرمودند : "که اگر این کتاب را ولوبه فارسی ترجمه کنید دو خدمت بزرگ انجام داده اید اول به اسلام و دوم به ملت کرد." پاسخ بنده به ایشان این بود که:

همانطور که می فرمایید خدمت بزرگی به اسلام خواهد بود و لیکن معتقدنیستم که خدمتی به ملت کرد باشد، زیرا تنها ربطی که صلاح الدین به کردها دارد این است که از پدر و مادری کرد زاده شده است و اینکه در کردستان عراق ، تکریت به دنیا آمده است ، در اینکه او مردی شجاع و سلحشور بود هیچ حرفی نیست، لذا او می توانست کاری برای هم نژادان خود کند و در آن سال های پر آشوب لا اقل حکومتی مستقل از ترکان سلجوقی و عربها برایشان ایجاد کند، امانه تنها که چنین کاری نکرد بلکه در تمام عمر خود ۱۰ کلمه نیز به کردی صحبت نکرد و هر خدمتی که کرد در راه اسلام کرد و حتی نزاعی هم که گاهی باامرای محلی کرد موصل و سنجار و جزیره داشت برای این بود که ایشان را به تبعیت خود و امرای عباسی وا دارد. بنابریان بیخود نیست که نویسنده این کتاب یعنی آلبرشاندور در زیر عنوان کتاب که (صلاح الدین ایوبی ) است، نوشته : "نابترین قهرمان اسلام" .  و او را به عنوان قهرمان کرد نمی شناسد حتی واسیلی نیکتین در کتاب ((کرد و کردستان)) به این مسئله اشاره کرد که صلاح الدین ایوبی برای تاسیس حکومتی کرد هیچ کاری نکرد و اصلا مایل ها و کیلومترها ازکردستان به دور بود و برای اسلام شمشیر می زد.

ایشان در پایان می گویند:

"به هر حال همشهریان عزیز به این تذکر من درباره بیقیدی صلاح الدین نسبت به سرنوشت ملت خویش قانع نشدند و در خواهش های خود در مورد مبارزات صلاح الدین به عنوان یک کرد مبارز مسلمان اصرار ورزیدند."