دانشگاه در عصر "رفتار و افکار" نوین
دانشگاه در عصر "رفتار و افکار" نوین
محممد مصطفی زاده - بانه
جامعه شناسان بر این باورند کلمه ی "ارتباط" تمام بعد های روانی و اجتماعی یک فرد و به صورت کلی تر، یک جمع را در بر می گیرد. مسلما تفسیر این کلمه لازمه ی یک محیط و جمع کلی می باشد که خود فرد را با آن درگیر می سازد. ارتباطات متنوع اند و هیچ فردی نمی تواند خود را با یک ارتباط خاص محدود کند؛ موقعی که می گوییم یک ارتباط، همان یک بعدی بودن فرد در فردیت خویش، چه ارتباطات فکری چه ارتباطات رفتاری است که خودشان زیر مجموعه های بیشتری دارند و می توان این دو ارتباط را با دو کلمه ی "حسی" و "عملی" نیز نام برد. چند بعدی بودن یک فرد برایمان اثبات شده است که هر فردی به صورت غریزی چند بعدی می باشد؛ اما انکار اینکه بعضی افراد، در برخی محیط و مواقع خود رابه طرف یک بعدی میل می سازند، وجود ندارد؛ در برخی افراد دلایلی چون محیطی، جوی، جغرافیایی یا ویژگی های ژنتیکی؛ بالاجبار یا هر طوری شخص را به سوی یک بعدی سوق می دهند که پیشرفت فرد را در چنین حالت خاصی؛ " رشد سرطانی" تعریف می کنند. مثلا رشد تورم های سرطانی در یک قسمت و ناحیه از بدن،برای مثال بزرگ شدن شکم و باریک تر شدن گردن و پا، فرد را از لحاظ فیزیکی به یک موجود "لاموجود" یا همان استثنایی شبیه می سازند و رفتار این فرد مسلما با محیط بیرون از خود تغییر می کند، طوری که رفتار دیگر افراد با آن به شیوه ی یک "عادت" پیش می رود. ورفتارسازی در ارتباطات بیرونی حتی درونی برای آن مشکل خواهد بود، نسبت به واکنش های دیگر بعدهای رفتاری حساس خواهد شد وحتی موجب قطع گوشه ای از روابط با محیط بیرونی خود می شود.
خواستم از چند بعدی افراد به این برسم که دانشجویان نسبت به اینکه در پربارترین و حساس ترین محیط جامعه (دانشگاه) زندگی می کنند بعدها وافکار مختلفی آن را وادار به ارتباط رفتاری –بیرونی درونی – می کند و خواسته یا ناخواسته دیگر شرایط بیرونی و درونی در آن نوعی جوسازی به راه می اندازند و جوی که دانشجو را وارد خود می کند از ابتدایی ترین ساختار خود، و در طی مراحل پیشرفت آن نوعی افکار در شخص می سازد اهداف دیگری غیر از هدف کلی آن – درس خواندن – برای فرد دست نشان می کند.
اولین ثمره ای که دانشجو در این میان می گیرد، " پیشرفت" در شرایط محیطی فرد است. ولی پیشرفت گاهی اوقات فرد را به همه ی اهداف نمی رساند، چون هرگاهی فرد با وجود پیشرفت خاصی که داشته، وارد یک مرحله ی حساس دیگری از رفتار که ناخواسته با آن روبرو شده است، می شود. اما برای جاودانگی " پیشرفت" در هر شخص و کارآیی داشتن آن در هر مکان زمانی،باید فرمول های پیشرفت را از یاد نبریم ولی این فرمول ها می توانند چی باشند:
قوی تر شدن نسبت به ضعف های قبلی خود (پیشرفت فردی)
قوی تر شدن نسبت به ضعف های محیطی (پیشرفت جمعی)
فرد می تواند بعد از گذشتن زمانی از رفتارهای خویش، افکار را در فرمول های ذکر شده جایگذاری کند و در جه ی پیشرفت خود و محیط دوروبر، چه در صحنه ی فکری، چه در صحنه ی رفتاری، رقم بزند.
اما عملی کردن " پیشرفت" در جامعه و محیط زندگی فرد با چه مشکلاتی برخورد می کند؛ در اینجاست برای وضوح مطلب، به دو مکتب در جامعه ی فکری و رفتاری اشاره می کنیم که شامل تمام افراد جامعه می شود و مشکل عملی کردن "پیشرفت" نیز در آن نمایان می گردد:
به درجه ی فکری نرسیده، ولی اجبارا با آن رفتار کردن
به درجه ی فکری رسیده، ولی رفتار به آن از لحاظ شرایط مکان زمانی مشکل بودن
مکتب اولی شامل قشری از جامعه می شوند که به پیشرفت فکری برای یک رفتار خاص نرسیده اند و ایده های آن را قبول ندارند، اما با توجه به شرایط کاری و ارتباطی با بیرون ناچارند که با آن بسازند و وارد میدان عمل چنین افکاری شوند. برای مثال پدران و مادران ما؛ در بعضی اوقات مجبورند تسلیم افکار عصر موجود بخصوص فرزندانشان شوند. – در اینجا لازم می دارم یک بدل بیارم که بیشتر جامعه شناسان و محققین اجتماعی تاکید می کنند پیشرفت رشته ی فکری اشخاص تا حدی محدود است و درجه ی طولی آن از یک درجه ی خاص و شمارا تجاوز نمی کند. ،اینجاست ک فرد مذکور کمتر زیر بار افکار نوین و آن را خارج از عرف و عادت می داند که در جامعه های عقیدتی مذهبی بیشتر و واضح تر دیده می شود.
مکتب دومی قشر دیگر از جامعه را در برمی گیرد که خود را در لایه ی پیشرفت کرده ی جامعه شناسایی می کنند و آنان نیز با مشکلاتی از جمله عملی ساختن افکار نوین در محیط بیرونی روبرو می شوند و این نوع مشکلات نیز بیشتر در جوامع عقیدتی مذهبی و متعصب های خشک به صورت چشمگیر دیده می شود. نمونه ی بارزی از این نوع مکتب نیز خود ما دانشجویان یا به طور کلی فرزندان هستند که لایه ی جدیدی از زمان گذرا را ساخته اند و افکار نوین جایگزین افکار قبلی می شود و این پیشرفت تا حد خاصی پیش می رود که بعدا فرزندانی دیگر از آینده یا به همان زبان لایه ی دیگری از زمان جایگزین آن می شود؛ به همین ترتیب "پیشرفت" ادامه می یابد.