ماهواره:تقابل یا تعامل

    مریوان- ناصر حیدری کانی سانانی

 

بار دیگر طرح جمع آوری بشقابهای های دریافت از ماهواره در استان کردستان در دستور کار نیروی انتظامی قرار گرفته و به گفته مسئولان این نیرو دردیدار با اصحاب رسانه تا کنون صدها دستگاه دیش از بام منازل مردم ضبط شده و به گفته همین مسئولین این طرح در آینده هم ادامه خواهد داشت.

قانون ممنوعیت بکارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره  سالهاست که به تصویب مقامات ذیربط رسیده و بصورت متناوب و متواتر در سطح کشور اجرا میشود. و نیروی انتظامی بعنوان مجری امر تعیین شده است. لذا اقدام اخیر این نیرو در کردستان متکی به قانون و مسبوق به سابقه است. و همانطور که اولین اقدام نیست آخرین آنهم نخواهد بود و تا بازنگری در قانون مورد اشاره باید منتظر چنین اقداماتی از سوی نیروی مسئول اجرای آن باشیم. لذا مخاطب ما در این نوشته نه مجری که قانونا موظف به اجرای طرح است بلکه مقننین و مقاماتی است که بنا به ماموریت و مسئولیت خویش وجاهت لازم را برای تجدیدنظر و بازنگری مجدد در قانون مصوب را دارند. برای تبیین و تفهیم بیشتر موضوع سخن،تجزیه و تحلیل آن ضروری است. قبل از ابداع روشهای پخش امواج صدا و تصویر از طریق ماهواره و دریافت با استفاده از دیش و رسیور،وسیله انتقال این امواج از مراکز پخش به دریافت کنندگان دکلها و تکراروتقویت  کننده های امواج بودند که معمولا برفراز ارتفاعاتی که بر یکدیگر اشراف داشتند، نصب می شدند و صدا و تصویر از طریق آنها به گیرنده ها منتقل میشد. تهیه و نصب و راه اندازی و نگهداری این تجهیزات مستلزم صرف هزینه گزاف و بکارگیری نیروی متخصص و مراقبت دائمی بودو این مهمات در مناطق کوهستانی تشدید میشد و عـلی رغم سعی و تلاش فراوانی که در این زمینه بعمل می آمد باز هم دامنه پوشش امواج صدا و تصویر به دلایل فنی موقعیتهای جغرافیائی محدود و کیفیت امواج دریافتی هم مطلوب نبود. تا اینکه تکنولوژی یار شاطر گردید و بار خاطر این نقص را رفع و دریافت و پخش امواج به کمک ماهواره متداول  و بزودی مورد عنایت جهانیان قرار گرفت و مراکز پخش امواج و کانالهای تلویزیونی با استفاده از این موهبت که به مدد علم و ذهن خلاق به انسان هدیه شده بود اقدام به ارسال پیامهای خویش کردند. جهان غرب که زمام تکنولوژی و زبان علم را در اختیار دارد از این وسیله نیز در جهت ایده آل های سیاسی_اجتماعی-اقتصادی خویش بهره وافی برده و با راه اندازی شبکه های متعدد رادیویی و تلویزیونی سخنان خویش را ارسال و خواسته های خویش را ترسیم نموده و می کنند. و با توجه به تکثر و تعدد این مراکز ارسال و اتکاء آنها به امکانات مادی و فنی فراوان و نیروی انسانی متخصص روزبروز بر دامنه سطح پوشش و بهبود کیفیت امواج افزوده میشود که در فضای محاط بر ما منتشر و خواه ناخواه به درون   خانه های ما رسوخ می کنند. در جهان امروز جز چند کشور بقیه ممالک و ملت ها از این فناوری استقبال و درب خانه های آحاد جامعه خویش را بر روی این امواج گشوده و از آن استفاده می کنند و متقابلا باورها و بایسته ها و شایسته های خویش را با بهره گیری از همین تکنولوژی و امکانات فنی به جهانیان عرضه می دارند.

کشور ما از معدود دولی است که در برابر این تکنیک،تاکتیک محدودیت اتخاذ کرده است. علی رغم اینکه خود از این وسیله برای ارسال امواج صدا و تصویر خویش به داخل و خارج مرزها استفاده می کند اما با تصویب قوانین،بکارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره را ممنوع کرده و سعی می کند با استفاده از نیروی انتظامی و دستگاه قضائی تحت این عنوان که ماهواره وسیله تهاجم فرهنگی است و پیامهای پخش شده از طریق آن از غرب در تضاد با فرهنگ اسلامی جامعه می باشد،مردم را از حاصل این تکنولوژی محروم نماید. این تحریم سالهاست ادامه دارد و هر از چند گاهی نهادها و نیروهائی که مسئولیت دارند تا اجازه ندهند مردم پا از گلیم قانون به در نهند،به شیوه های گونه گون و با استفاده از فرصت و فرجه ائی که آئین نامه های اجرای قانون و دستورالعمل ها به آنها داده به منازل و مجتمع های مسکونی در شهرها  مراجعه و اقدام به ضبط وسائل دریافت و تعقیب صاحبان آنها میکنند. در مرحله اخیر در کردستان گویا روستاها هم در دامنه تجسس قرار گرفته و ماموران به این محلها هم مراجعه و مسئولیت خویش را انجام داده اند.

لپ مطلب این است که ما در این مملکت با چه چیز می جنگیم؟ با ماهواره یا با آنچه از طریق ماهواره به ما میرسد؟

الف- اگر با ماهواره می جنگیم چرا اولا خود میلیاردها ریال و میلیونها ارز و هزاران ساعات کار و صدها نیروی متخصص و دهها امکانات دیگر برای ساخت و راه اندازی ماهواره صرف و بکار گرفته ایم و هم اکنون نیز طرحهای جدی وبرنامه های اساسی برای تجهیز و توسعه این وسیله در دست اقدام داریم؟

ب- اگر با ماهواره در جنگیم و خواهان حذف آنیم پس سخنان و تصاویر خویش و باورها و برداشتهای خود و تصحیح و تکذیبهای خود را چگونه به دیگر ملل جهان برسانیم؟

ج- اگر با ماهواره در جنگیم چرا روزبروز بر تعداد کانالهای تلویزیونی خودمان که باید از طریق ماهواره ملت خودمان را مورد خطاب قرار دهد می افزائیم؟

بفرمائید مجددا بر ستیغ کوهها و سینه دشتها آنتنهای رادیو و تلویزیون برافراشته گردند و در پای هر کــــدام دستگاههای تکرار کننده نصب،صدها نیروی متخصص و محافظ مامور راه اندازی و نگهداری آنها گردند. در این صورت است که پشت به تکنولوژی و پیشرفت،روی به سوی پسرفت و از گردونه سخن گفتن خارج میشویم!

در چنین حالتی غلط مصطلحی که در جامعه رایج است "ممنوعیت ماهواره" حرف تعبیر به صحت شده حدیث با مسمائی خواهد شد که در عین کوتاهی کلام یک عالم معنی در بر خواهد داشت.اگر با آنچه از کانالها و شبکه های خارج از کشور که از طریق ماهواره پخش می شوند مخالف هستیم راه مقابله با آنرا به درستی انتخاب نکرده و با صلابت و عقلانیت عمل نمی کنیم. من بعنوان یک فرد مسلمان ایرانی کرد  تقدم و تاخر این همبستگیها و پیوستگیها و وابستگی ها مد نظرم نیست زیرا ویژگیهای این 3 نسبت را آنچنان منطبق بر هم میدانم که در کردار و گفتار و پندار یکی و هر 3  توام آب آبرو منبع منش و مایه کنش من هستند و منیتم زین 3 ویژگی است و حیاتم در چنبره این 3 حلقه حرمت زا و مماتم در چین و لایه این 3 بستر حریت زا خواهد بود." از دیاری که میهره بانش می خواندند ولی بواسطه دریغ مهر از وی  مهربانیش را فراموش، بطن خویش را کاوش و حروف و حرکتهایش را تغییر و تبدیل داد و از میهره بانی ها گسسته و به محرومیتها پیوسته و نام مریوان را که تنها اشاره ائی گذرا به گذشته خویش است بر خود نهاده،با مقننین و مقاماتی که تهیه و تنظیم قوانین در ید قدرت آنان است و مسلما از ما بهترانند و بر فراز افراشته اند و به رسم روزگار کـــمتر نگاه به فرود و گوش به نیازنامه های فرودستان دارندسخنی دارم که امیدوارم برای دمی ستاره بختم در برج سعد باشد و این گفته از مجرای جستجوگری به جنابان انتقال یابد و آنان نیز همت کنند و تعبیر به فضولی نکنند و نفرمایند که ما به مناسبتی گفتیم نظریاتتان را بگوئید و در رسانه ها مطرح کنید اما نگفتیم در رضا و قضای ما تردید کنید. نتیجه پرداخت یارانه و پس انداز  کردن سهام عدالت و پرورش ماهی در دریاچه زری بار است که کرد مریوانی بلوط خور به خود اجازه داده از حصیر بافته ز علف زری بارش پا فراتر نهد و جرات نصیحت به ما را به خود دهد. صــــــد رحمت به ســــــعدی شــــــــــــیرازی که گفـــــــــت: رعــــــــییت تابــع ظلم است و احـــــــــسان برنمی دارد

مردک با موی سپید و سن بالای 60 سال خجالت نمی کشد از ضوابط ممنوعیت وسایل دریافت از ماهواره انتقاد می کند و خواهان اذن برای تماشای کانالهای آنچنانی است و مدعی ایرانی بودن و مسلمان بودن هم هست!حق اینست که چون مخدومان گذشته امر به تعذیب دهیم تا خادمان با چوب فلک و ترکه او را تربیت و هدایت به خیر نمایند. تا در این دنیا مرتکب معصیت نشودو در آن دنیا کمتر دچار آتش دوزخ گردد.

صاحب منصبان!عالیمقامان! باور بفرمائید سخنم از سر صداقت و نظرم از دیدگاه ضرورت است. نای معصیت ندارم. در همین دنیا نیز با عذاب همزاد بوده و اکنون نیز همراهم. لذا علی الظاهر نیازی به ذهنیت مظنون شما و زحمت خدام نیست و خداوند هم علی رغم اطلاع از باطن،ظاهر را ملاک عمل قرار میدهد. لذا شما نیز همین رویه الهی را در پیش بگیرید و به  آن عمل نمائید.

من نیز چون شما و میلیونها ایرانی میدانم که به دلایل تاریخی-سیاسی-اقتصادی-اجتماعی ، باورها-اندیشه ها-آرمانها و ایده های غرب با ما و فرهنگ و فرهی ما و مصلحت و منافع ما و موجودیت و ماندگاری مستقلانه ما در تضاد است. نیک میدانم که بخشی از پیامهائی که از صدها شبکه رادیو تلویزیونی غرب و شرق پخش میشود مستقیم و غیر مستقیم منیت اسلامی ایرانی ما را زیر سوال می برد و هر کلام و تصویرش تیری رها شده است که می تواند بر پیکره باورهای ما بنشیند و آنرا مصدوم و مسموم کند. برای اثبات این گفته احتیاجی به اقامه ادله نیست،آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است. کافی است با اندکی کنجکاوی برنامه های پخش شده از این شبکه ها را مشاهده کنیم به خوبی این تضاد و تصادم را در می یابیم. از سوی دیگر به قول رایج "کجا شاهد مثل قاضی". ما از ابتدای شـــروع موجهای انقلاب اسلامی تا کنون تکرار می کنیم "نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی"  و از همان ابتدا تا کنون عملا و علنا بر اجرای این مهم پای فشرده و به عنوان یک اصل لایتــــغیر به جهانیان تفهیم و تلقین کرده ایم. در چنین حالتی مسلم است که با اندیشه ها و انباشته های اعلام شده و نشده شرق و غرب در زمینه های اجتماعی-اقتصادی-سیاسی بویژه مسائل صرف فرهنگی در تضاد 180درجه باشیم. اما همانطور که به خود این حق را می دهیم که برای تبیین اندیشه های خویش از همه امکانات حتی ادوات و ترتیبات شرق و غرب استفاده کنیم برای آنان نیز این حق را قائل شویم که خویشتن را تعریف و توصیف کنند. برخلاف تصور ما " که در بسیاری موارد دائی جان ناپلئونی است"  اکثر همین بخش از برنامه های نامناسب شبکه های تلویزیونی خارجی که ما آنها را مستهجن هم می نامیم صرفا بخاطر ما تهیه نمی شود بلکه این مراکز بنا به فرهنگ و سنت خویش به تهیه و تقدیم برنامه می پردازند و از طریق ماهـــواره به سمع و نظر همه بینندگان در سراسر جهان می رسانند و نهایتا اینکه این بخش تنها قســـــــمتی از پیامهای دیداری-شنیداری شبکه های ماهواره ائی است. بخش مهم دیگر این کانالها اخبار و گزارشهای خبری از سراسر جهان است که جنبه آگاهی دهنده دارند و اطلاع از آنها برای هر کس جالب و بعضا و با توجه به ضرورتهای زمان لازم است.

بخش مهم دیگر این برنامه ها مطالب علمی و تحقیقی است که تکمیل کننده معلومات انسان از خود و جهان پیرامون است و ضوابط و روابط حاکم بر پدیده های طبیعی و مصنوعی است و خود شما بر اهمیت آن واقف می باشید.

شاه بیت داستان ممنوعیت دریافت از ماهواره آن موارد از بخشهای متعدد برنامه های ارائه شده از این طریق است که به باور ما قلب حقایق،لوث وقایع،ترسیم تصاویر ناحق از ایران و اسلام و انقلاب است. همچنین تبلیغ در جهت توسعه و تعمیم فرهنگ غربی و آماده کردن اذهان برای پشت کردن به فرهنگ بومی و مبدل شدن ایرانی مسلمان به ابزار سیاستهای سلطه گرانه غرب در همه زمینه هاست. در گام نخست و بدون تامل عرض میکنم که تحمیل محدودیت اســــتفاده از وسایل دریافت امواج برای مقابله با برنامه هائی که در واقع با همین اهداف تهیه و ارائه می شوند. به این معنی است که این گفته ها و این رشته ها واقعیاتی هستند که در جامعه ما روی داده و ما مایل یا قادر به مهار آن نیستیم و از آنجا که جوابی برای این حقایق نداریم ترجیح می دهیم نگذاریم سخنان روا و روشنگرانه شما به سمع و نظر مـــــردم برسد. لذا ختنه را از بیخ فرض کرده ایم. قرص و محکم مجاری اعلامی شما را با زور می بندیم و در اجرای آن حتی قوانین تصویبی خویش که ناظر بر حرمت حریم شـــــــــخصی افراد است را هم زیر پا می نهیم. در صورت صحت این نطریه بفرمائید کدام خصم پر کین و جنون این ملت و مملکت توانسته است به همین آسانی به ما انگ  ناتوانی و نادانی و ناکارآمدی به ما بزند؟! در این صورت بفرمائید آن همه ادعای صداقت-صلاحیت-صلابت-صراحت ما چه شد؟! کجاست آن همه انگیزه و ادله و اندیشه و اهدافی که ما داشتیم و داریم و مکررا تکرار کرده و می کنیم و میان دار میدان شده  ومیشویم و وعده داده و می دهیم که جهان را زیرورو و زنگ جهل را از پیکره بشریت می زدائیم و زنگ ایمان را در جهان بصدا درآورده یا می آوریم. گفتیم و می گوئیم در اوج فرزانگی هستیم و این فر و شکوه را از فلسفه ائی داریم که بر معنویات استوار است و سخن دل انسانها را می گوید لذا بنام سخنگوی بشریت بر تمام نمودهای فکری،فرهنگی و تنیده ها و تراویده های آنها تاخته و می تازیم و وعده در انداختن نظمی نوین را داده و می دهیم و هر حرف و حرکتی اعتراضی در جهان را نشات گرفته از کردار و پندار خویش دانسته و می دانیم!

لطفا جواب دهید و این تضاد در حرف و عمل را توجیه و تعریف فرمائید؟! از جهتی دیگر بخش مهمی از بودجه و درآمد و امکانات مملکت در خدمت امور فرهنگی و تبلیغی است و علاوه بر دستگاه عریض و طویل و روزبروز رو به توسعه و گسترش رسانه ملی با صدها شبکه و کانال رادیویی و تلویزیونی،زمینی و هوائی،داخلی و خارجی،صدها و بل هزاران وسیله دیگر رسانه ائی نوشتاری و دیداری،دهها نهاد و سازمان دیگر هم خود را متولی فرهنگ و مسئول تبلیغ و تعمیم و تعمیق مبانی فکری و توجیه و تطهیر و تبرئه عملکرد می دانند و از هیچ تلاشی در این راستا فروگذار نبوده اند . اهمیت به مقوله فرهنگ و تبلیغ آن چنان مورد توجه و عنایت است که علاوه بر ذهن و فکر و دیده و گوش انسانها در داخل کشور به عنوان هدف و ارسال و انعکاس پیامها به این گیرنده های اتوماتیک خدائی، از سوی فرهنگ سازان خودی حتی سینه دیوارها در همه شهرهای مملکت تجلی گاه شعارها و نمایشگاه شکل های مقبول و محبوبی هستند که بعنوان سرمشق و سمبل شب و روز در معرض دیدهمگان به نمایش در می آیند. بفرمائید آیا با صرف این همه امکانات مادی و فنی و ابزاری و خیل عظیم مدعیان تخصص و تعهد بازهم از تبیین فکر و تبرئه عملکردمان عاجزیم؟! نمی توانیم کذبها را رد و حقایق را رو کنیم؟! قادر نیستیم آنچه را که برایش رنجها کشیده و گنجها هزینه کرده ایم تعریف و ترسیم کنیم؟! اگر خدای ناخواسته چنین است پس وای بر ما که طبل توخالی هستیم و از قعر خلاء ،ادعای قله ملاء داریم، و مطمئن باشیم که این  دوئیت دیری نخواهد پائید و بر پایه قاعده تضاد تجلی خواهد یافت و انعکاس و انکسار آن خرمن هستی ما را به نار ندامت و نادانی خواهد سوخت. لذا از هم اکنون به خود آئیم و به جای طرد و تخطی دیگران که بر کرسی حقشان نشانده ایم در صدد تصحیح و ترمیم خویش برآئیم تا از خسران و خسارت بیشتر جلوگیری کرده باشیم.

آئینه چو بنمود نقش تو راست                  خود شکن آئینه شکستن خطاست

اما اگر از منظر عقل و خرد به صحنه بنگریم، شمشیر از رو بستن دشمن و به میدان آمدنش و اعلام علنی برنامه هایش برای مقابله با ما به خودی خود فرصتی طلائی است که باید موهبتش بدانیم و از آن سود ببریم!دشمن ادعا نامه هایش را علیه ما در ملاءعام و با استفاده از آدمها و آواهای شناخته شده و قوانین و قواعد مشخص و معین تنظیم و تحریر می کندو با صرف هزینه های گــــــزاف مکرر در مکرر برای مخاطبان ایرانی تکرار می کند. بر پایه اصلی قابل قبول در قضا،گاهی تا 50 درصد ادله ائی که متهم را تبرئه می کند از فحــــوای کلام مدعی و مدارک و شواهد ارائه شده از سوی وی به دست می آید. اگر عزم ما بر رد عملی و عقلی گفته ها و خواسته های مدعیان است باید بیش از خود آنها در تلاش باشیم تا انشاهایشان را بشنویم و املاهایشان را ببینیم. تصاویر ترسیم شده بوسیله آنان و رسامانشان را به دقت مد نظر قرار دهیم . مطمئن باشید در این صورت اغلاط ترکیبی و تشبیهی و ترسیمی آنها بیشتر مشخص و به مدد این معرفت توان ما برای دفاع وکسب حقانیت بیشتر  خواهد شد. مورد تشابه دیگر در صحنه جنگ نظامی،فرماندهان نیروی مهاجم،تاکتیک و تکنیکهای حمله را در اطاقهای دربسته جنگ تنظیم و تهیه می کنند و با استفاده از دستگاههای اطلاعاتی وضد اطلاعاتی  سعی در حفاظت از اسناد این  نیت و فریب دادن طرف مقابل دارند در این صورت مدافع باید با استفاده از همه امکانات فنی و انسانی و گشتیهای کارآزموده و پذیرش صدمات و تلفات در تلاش برای آگاهی از حداقل اطلاعات خام باشد که بعضا هم بواسطه هوشیاری و آمادگی از قبل مهاجم این مهم ممکن نمی شود. اما اینک دشمن ما آشکارا به خاکریز اول حمله آمده و آرایش جنگیش را با شیپور و موزیک تنظیم و چگونگی حمله را با استفاده از همه امکانات سمعی و بصری اعلام می کند و بسیار علاقمند هم هست که ما از این حرکت و حرف و حدیث مطلع شویم. این هم موهبتی دیگر است که باید به امداد غیبیش تعبیر و از آن استفاده کنیم. دشمنان ما خیالات و خیارات خود را در رسانه هایشان مطرح می کنند که در ماهیت جز خفت برای ایرانی حاصلی ندارد. بگذارید ایرانی مسلمان بشنود و ببیند شمانیز که حمد خدا عقل کل هستید، تجزیه و تحلیل کنید تا همگان از بطن و متن آنها مطلع شوند. مگر ما به حقانیت و مشروعیت و مطلوبیت خویش شک داریم؟! مگر ما به عزم و اراده و علاقه خود برای پاسداری از میهن و معتقدات مردمش مطمئن نیستیم؟! مگر ما توان و تدبیر و تجهیزات دفاع را نداریم؟! اگر جواب این پرسشها منفی است پس این همه سال و با این همه هزینه و هیاهو چه گلی بر سر گرفته ایم؟! لذا قبل از اینکه دشمن از لبه جلوی منطقه نبرد حرکت کند ما با دست خاک خاکریزهای خود را بر سر کنیم و همانطور دستی در سر و دست دیگر با علم سفید ترجیع بند تسلیم را ترنم کنیم تا حداقل نیمه جانی به سلامت دربریم!! اما اگر جواب مثبت است و ما همانیم که مدعی آن هستیم علی وار در میدان جنگ احزاب به نیایش حق و نمایش قدرت بپردازیم و از وجهه و وجودمان دفاع کنیم.

به جهتی دیگر مطابق اصول روانشناسی طبع انسانی متمایل به چیزهایی است که تحریمی بر آن وضع شده باشد و این خصـــــــلت که به گناه و خطایش تعبیر و تفسیر می کنیم، از آدم و دانه گندم شروع شده و نفس اماره آنرا به نفس ها و نسلهای بعدی و بعدی تسری داده است و این در حالی است که موارد تحریم در صورت رفع تحدید،تهدیدات خویش را علیه جسم و روان و منش و منیت انسان هویدا می کنند و نفس لوامه را در جهت تکذیب اساسی آن تقویت می نمایند. ماهواره و محصولات فرهنگی غرب و لیبرالیسم و سکولاریسم دست پخت طباخان فاقد مایه و پایه شرقی و غربی نیز چنین است. خوشبختانه یا متاسفانه نمونه های این تهاجم و تحمیل فرهنگی به مدد نیروی نظامی را در منطقه داریم و به عینه مشاهده می کنیم که این صحنه های یورش و خروش نه تنها به بهشت موعود و مدینه فاضله مبدل نشده اند بل به جهنمی جحیم برای به خاکستر کردن تمامی ارزشهای مادی و معنوی انسانها تبدیل شده اند و طراحان و مجریان نیز در باتلاق خون و جنونی که خود ساخته و پرداخته اند گیر کرده اند و ره خلاص می جویند. از دیدگاهی دیگر ما ایرانی ها مردمی با پیشینه ائی به درازنای زمان هستیم و از بامداد تاریخ در صحنه جهان حضوری مقتدرانه و عالمانه داشته ایم. از همان آغاز دل به مهر و مه بستیم و یزدان یگانه را در مرکز انوار طلائیشان شناختیم و با طلوع آفتاب اسلام تن و روان در پرتو مهرجان جانان نهادیم و سخنش را از قول امینش به جان خریدیم. آگاهانه و علاقمندانه سر در رهش نهادیم و در اثبات وفاداریمان از سر هم گذاشته ایم.در فراز و فرود تاریخ با تاریک اندیشان جنگیده ایم و معرفت شناخت ره از بیراهه  و اصل  از پیرایه را یافته ایم. گواه زنده این گفته هــــمین گذشتها،ایثارگریهاو ایمان داری هایی است که در خلال همین 3 دهه حیات انقلاب اسلامی از این ملت ظهور و بروز کرده است. چرا چنین ملتی را ناپخته و خام می دانید و تصور می کنید با بانگی و بنگی از صراط مستقیم منحرف و صلابت را وا می نهند؟! عالیمقامان این مملکت در خلال این 33سال بارها و بارها شاهد حضور مقتدرانه ملت در دفاع از ایده ها و آرمانها و دست آوردهای انفلاب بوده و عالیمقامان، ملت را به داشتن صفات حسنه تعهد،تدین،تعقل،تشخص و تربیت ستوده اند . حال چگونه است که همین ملت غیرمستقیم فاقد قدرت شناخت ،تصور شده  و راه آگاهی و انتخاب را بر وی می بندید؟!

خداوند منان در لابلای قرآن شناختی را شایسته می داند که از روی آگاهی کسب شده باشد و این مهم میسر نخواهد شد مگر اینکه کنشگر از کاوش در افکار و نگرش بر افعال به معرفت دست یافته باشد. جوهره کلام جان جانان در این زمینه آیه 18 از سوره الزمر است که می فرماید:

*فبشّر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوا الالباب*

در تفسیر این آیه شما از من کم بضاعت، اولاتر و شایسته تر هستید. اما هر امی مکتب ندیده ای هم می داند که منظور از قول نه نظریات و گفته های همگون و همسان بلکه دیدگاه ها و دانسته های ناهمسو و نامتجانس هستند که بیانگر طرز تفکرهای گونه گون و ترسم کننده اهداف متفاوت می باشندو حسن این فعل در جستجوگری فرد و ارزیابی نتایج اندیشه های مغایر است که دیدگاه وی را توسعه می دهد تا همه جوانب موضوع را بنگرد و بر قوت و ضعف افکار و مقبولیت و مردودیت ادله آگاه شود. در آن صورت است که فرد به وجاهت و مشروعیت گفته هایی که خداوند منان در گوش جانش زمزمه کرده و راهی که پیش پایش نهاده بهتر واقف و از موضع رضا و تسلیم صراط مستقیم را در پیش می گیرد. شــــما چرا بر سر راه آگاهی مانع ایجاد می کنید؟! با به طاق نسیان نهادن آیه های هدایت گر می خواهید مصلحت اسلام را مد نظر بگیرید؟! می خواهید زیر ابرو را بردارید کورش می کنید؟!

راه مبارزه با دشمن را خداوند منان برای ما مشخص کرده و در قرآن کریم این صراط را با صراحت بیان نموده است و شما عالیمقامان با اشرافی که بر آیه های حق دارید بیش از همه و پیش از همه به آن واقفید. و نیز در سنت و سیره پیامبر بزرگوارمان در خلال 23سال نبوت و رسالت با آن همه نبرد لسانی و میدانی چگونگی مواجهه و مقابله با دشمن عملا و علنا تنظیم و تدوین شده است. شکر خدا ما که توان مالی و تدارکاتی و لجستیکی را برای هر نوع مقابله ای داریم. از امکانات وسیع تبلیغاتی برخوردار و بواسطه شرایط سیاسی زمان قادریم پیغامها و پندارهای خود را حتی در خانه دشمنانمان بگوئیم. موقعیت استراتژیک و توان نظامی و موضع سیاسی و موقعیت اقتصادی و مقام انقلابی ما چنان محرز،محکم،موفق و ممتاز است که دشمنان هم بصورت دوفاکتو قدرت ما را در جهان و در سطح منطقه پذیرفته و ناچارند برای ما حساب ویژه باز کنند. در عین تلاش برای محدود کردن ما به هر وسیله متوسل میشوند تا یک گام به ما نزدیک گردند. شما که بر این حقایق بیش از ما آگاه هستید چرا زحمت خود دهید و ما را عذاب؟!

با تفاصیلی که عرض شد روا نیست همچنان بر برنشاندن نیرو بر سرای و جای مردم آنهم با استفاده از امکانات ارتفاع پیما تا جرم مشخص ثابت گردد و نیازی به دخول به خانه های مردم که مستلزم اجازه رسمی است  نباشد و از بام به زیر انداختن دیشها و احیانا توقیف صاحبخانه و تحویلش به دادگاه و... مصر باشید. زیرا با این عمل عملا بسیاری از ایده های انقلابی را به بوته فراموشی سپرده اند و به خاطر دستمال،قیصریه را به آتش کشیده اند. اندکی به آواهای پیـــــرامون گوش کنید و تفسیر این اعمال محدود کننده خود را از زبان این و آن بشنوید. همانهائی که در واقع چیزی برای گفتن ندارند اما شما با رفتارهای تحــــــــدید گرانه تان به بهـــــترین نویسنده و تهیه کننده برنامه هایشان مبدل شده اید. این رفتارهای به ظاهر مصلحت گرایانه شماست که موجب شده تا دشمنان بر خود و دیگران فخر بفروشند که نوشته ها و رشته هایشان حقیقت و مقبولیت دارد و با مذاق مسئولان ایرانی سازگاری ندارد و بر این اساس هر آنچه را که می خواهند می گویند و جار می زنند و شما نیز با اجرای متناوب چنین طرحهای محدود کننده آگاهی مجددا و مجددا مهر تائید و تصدیق بر ادعا نامه هایشان میزنید. قبول دارم که اقلیتی در جامعه ما علاقمند به برنامه های خلاف عفت و تفسیرها و تعبیرهای غربیها از ایران و انقلاب هستند و جز این هم نباید انتظار داشت زیرا در جامعه سلیقه های گونه گونی هست و نمیتوان انتظار داشت که  آدمها و افکار فتوکپی برابر با اصل شده یکدیگر باشند اما اکثریت این جامعه ضمن علاقمندی به دریافت آگاهی از منابع مختلف هم چنان حرف و حدیث خودمان را حجت دانسته و اگر نگاهی به صفحات تلویزیونهای خارجی دارند و گوشی به صداهای آنها میدهند. برای درک بیشتر نیات سوء آنان نسبت به ایران و شناخت نقطه ضعفها با هدف یاری در بهبود اوضاع است. با توجه به پیشرفتهای علمی در سطح جهان بویژه در زمینه ارتباطات، دیگر هیچ مانع و رادعی نمیتواند وصل انسانها را به یکدیگر فصل کند. امواج رابط این پیوستگیها و وابستگیها فضای محاط بر کره زمین را اشغال و بواسطه تولید مثل با تصاعد هندسی و نیاز به مکان خودنمائی، فضای مجازی را بوجود آورده و همراه با ادوات متعدد ارتباطی چو ماموران شما بدون نیاز به اذن دخول در فضا وارد هر خانه و کاشانه ای شده و میشوند و میلیاردها جنبنده کره زمین را از جنبش و جوش و خروش یکدیگر آگاه و حتی تغییرات  و تغیرات طبیعت را پیشاپیش خبر میدهند و انسان تلاشگر و جستجوگر قرن 21 که تشنه این دانسته هاست راه بایسته آگاهی از این ضروریات را به جد میخواهد و چون مصمم است به دست می آورد.

هر چیز که دل بدان گراید                                 گر جهد کنی به دستت آید

از سوی دیگر علم شکوفا شده که زایشش حداکثر و ضایعه اش حداقل است، مدام در مسیر تولید و تولد است و نیازمندیهای مصرف کنندگان را به خوبی تامین می کند لذا دیری نخواهد پائید که تحولی نو در زمینه دریافت از ماهواره هم شکل می گیرد که از هم اکنون پیش درآمدهای آن راهی بازار شده است و این نه بخاطر ما بلکه به دلیل ناشکیبایی انسان قرن بیست و یک و تمایلش به استفاده از تکنولوژی برتر در حجم و فضای کوچکتر و به شیوه آسانتر است و تمام این خواسته ها میتواند در نرم افزاری کوچک تعبیه شود که در دل گیرنده ها نصب یا به آن وصل شود و بساط دیش و رسیور برچیده شود. آنگاه ما باید عاجزانه سر تسلیم فرود آوریم و با مجموعه قوانین و مقررات ممنوعیت وسایل دریافت از ماهواره در خلوت خویش بر پیشرفت علم نفرین کنیم و چون رهبران مذهبی لشکراخوان  در زمان ملک عبدالعزیز که تلفن را وسیله ای که شیطان در آن رسوخ کرده می دانستند و ملک را برای شکستن آن در فشار می گذاشتند، فکر کنیم و قول عوام  در مورد گیرنده های تلویزیونی را که جعبه جادوست جار بزنیم. کسی چه میداند شاید در آن روزها که بعــــید هم نیستند مجبور شویم به ضمیمه یارانه، گیرنده های بدون اهریمن را مجانا بین مردم توزیع تا موجبات گمراهی را تقلیل دهیم!!

عالیمقامان!به شهادت تاریخ و گنجینه تجربه با زور نمیتوان مانع تفکر و تعقل شد. شاید این روش برای مدتی اندیشه و آگاهی را در حصار محدودیت قرار دهد اما همین حصار موجب وجاهت بخشیدن به محصور میگردد. ثانیا این محصور در خلوت حصارش به تکامل خویش می پردازد و با پی بردن به نقاط ضعفش،خویشتن را ترمیم و تقویت می کند و دیری نخواهد پائید که حصار را از درون متلاشی و به منصه ظهور علنی وارد میگردد. در جدل مناقشه نیست و تشبیهات قیاس مع الفارغ است. فقط بهر توجیه بیشـتر مطلب می گویم: موفقیت انبیاء در انتشار پیام الله و جلب و جذب افکار و افراد در زمان خود علاوه بر امداد الهی بواسطه بکارگیری زور در مقابله با آنها و اتخاذ روشهای منطقی از سوی رسولان در برابر  خداوندگان زر و زور و تزویر بود. نمونه عالی این مواجهه در نبرد فکری ختمی مرتبت با مشرکین است که آن ذات فرزانه با تحمل سختی ها و تهمت ها و شنیدن نارواها،صبورانه و صابرانه از طریق تعامل با معاندان به تبادل اندیشه پرداخت و آنها را در صحنه تفکر مغلوب و منکوب کردو چراغ هدایت را برافروخت. ما که متکی به خدا و مجهز به قرآن و مستدل به سنت نبی هستیم چرا باید از کورسوی اندیشه هائی بترسیم که از اعماق دنیای آلوده به فساد و تباهی برمی آید. این آواها بیشتر نشخوار اباطیلی است که از مغزهای پوکیده و پوسیده تراوش کرده و در بزک گاه های فکری رنگ و لعاب می گیرند. اجازه دهید این عجوزه های بتانه کاری و رنگ شده را در ویترین هایشان به نمایش بگذارند. مطمئن باشید چشم بصیرت و زیبایی شناس ایرانی با فرهنگ و فرهی به راحتی صره را از ناصره تشخیص می دهد. ظلمی فاحش بر این ملت با مدنیت است که فرزندانش در لباس مامور معذور بدون نیاز به اذن دخول حریم حرمتش را بشکنند و امکانات آگاهی از جهان پیرامونش را از وی به جبر بستانند و او را چو مجرم به دستگاه قضا ببرند که جزا ببیند و جریمه شود. کاری عبث که جز یأس حاصلی نخواهد داشت زیرا آگاهی را نه می شود آواره کرد ونه اسیر . لذا پیشنهاد میکنم با توجه به شرایط زمانی و مکانی بازنگری جدیدی در قانون ممنوعیت دریافت از ماهواره بعمل آید و موجبات استفاده صحیح و سالم مردم از این وسیله فراهم شود. این امر کار دشواری نیست و چنین بنظر می رسد که از ابتدا نیز ممنوعیت با نگرش به اقتضای  زمان ضرورت یافته است و مجمع تشخیص مصلحت نظام این محدودیت را وضع کرده است. مرجعی که در بستر قانون زیر و بم را می کاود و فراز و فرود را در نظر می گیرد. لذا پارامترها را بصورت متحرک در نگرش به مصلحت نظام در امور مدخل می دهد و منع می کند و از آنجا که جامعه انقلابی ما جمهوری پوینده و پر کنش است نیازها و نظرهایش نیز گونه کون و گسترده است و برای حفظ هویت و موجودیت و تداوم و استحکام و انسجام خویش در طریق تعالی و توسعه بسان  هر ارگان زنده نیاز به تاثیر و تاثر با پیرامون طبیعی و انسانی و مجازی را دارد. این همان چیزی است که تا کنون کرده ایم. بر جهان اثر گذاشته ایم و آثار جهانیان را کسب و به مذاق و سیاق خویش از آن بهره گرفته ایم و غیر خود را خودی کرده ایم و نهایتا با تأسی از منشور  پر منش انقلاب اسلامی که قرآن مبین است و قوانین و قواعد ما از آن نشات گرفته و محورهای علامت گذاری شده توسط مهندس انقلاب و موتورهای پرتوانی که به اراده رهبریت نظام در این مسیرها به تحرک واداشته شده،هدف غائی ما تربیت مسلمان ایرانی است که جنبه معنوی آن بر وجه دنیوی و ی بچربد و موجودی عرفانی باشد که نفس لوامه اش بر نفس اماره لگام زند و درونش را تصفیه و تزکیه کند و علی رغم مشاهده و شنود وبرخوردبا انگاره ها،آواها و آدمهای غیر، خویشتن را حفظ و حراست نماید. به قول عرفا در انجمن نیز در خلوت خالصانه خویش باشد. اقتضای پرورش چنین انسانی فراهم کردن زمینه های آگاهی و درک وی برای شناخت پدیده های پلید و لطیف است تا به مددخرد خدائی خویش ره را از بیراهه تشخیص و تمییز را تجلی نماید. لذا بگذاریم انسانها در شرایط طبیعی بر بستر حیات و حیای خویش سیر کنند و اقوال و احوال گونه گون را بشنوند و ببینند. مسلما حال را از قال تشخیص می دهند. چه حال با شیر آید با جان رود اما قال ناله ای شبیه نعره دیوانگان است و بس. و مسلم ایرانی با چنین حالی آگاهانه و هوشیارانه بر منظرها نظر می کند و پس از تفسیر و تعبیر منطقی و متین،حقیقت را از مجاز تمییز می دهد و ایمان و اراده خود را ابراز می دارد./